خبرهای خوشی می آید از دور
بساط شادمانی میشود جور
امید و آرزوها جان گرفته
وغم ها جملگی پایان گرفته
صدای عشق در سرنا دمیده
وحق اینک به حق دارش رسیده
جنوب خسته محبوب القلوب است
و استان واقعا حق جنوب است
جنوبی بذر وحدت را بکارد
کجا شد مرکزش فرقی ندارد
بگردد این جنوب خسته استان
چه فرقی بین جیرفت و منوجان
غم این مردمان گرچه سترگ است
هدف تشکیل استان بزرگ است
بگردد هر بدی از منطقه دور
دوباره فتنه کرده این حسن پور
سیاست توی دستش مثل ریگ است
و او استاد هیزم زیر دیگ است
جنوبی با خودش جنگی ندارد
حنای او دگر رنگی ندارد
فضای سینه ام مملو شد از غم
ز دست این وکیل مردم بم
سوالی دارم اینک از غضنفر
چرا هی میزنی از پشت خنجر؟
دگر استان شدن دست شمانیست
بگو که علت این دشمنی چیست؟
بمی ها مردمی با ریشه هستند
خدایی صاحب اندیشه هستند
مزن بر روی بزم دوستی پا
خدایی دشمن بم نیستیم ما
کجا این اعظمی بااصالت
نموده توی کار بم دخالت
چرا جو میدهی در جای گندم
دخالت میکنی در کار مردم
بجای این همه جنجال بیخود
بدور از حرف قیل و قال بیخود
بیا و دشمن هردرد و غم باش
به فکر زیر و روی شهر بم باش
(حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن
که بر زانو زنی دست تغابن)
گرفته در دل تو درد هنگفت
نکن دولخ تو روی شهر جیرفت
شماله
https://jiroftiha.ir/?p=12382
